الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

133

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)

مالفروشان آمد و براى آن حضرت اسب چموشى آوردند كه كسى نمىتوانست نزديك او برود ! مىگويد : همان را به مبلغ كمترى به آن حضرت فروختند . پس به من فرمود : « محمّد ! بلند شو و آن زين را روى اين حيوان بگذار ! » . مىگويد : من بلند شدم و دانستم كه اگر مرا اذيت مىكرد ، امام عليه السلام به من نمىگفت ، از اين رو به خود جرأت دادم و زين را روى اسب گذاشتم . او آرام و بىحركت ايستاد ، آوردم تا بروم ، مال فروش آمد و گفت : نمىفروشد ! امام عليه السلام فرمود : « اسب را به ايشان تسليم كن ! » مىگويد : همين كه مال فروش آمد تا بگيرد ، اسب نگاهى به جانب او كرد و پا به فرار گذاشت ! مستخدم مىگويد : سرانجام من سوار شدم و رفتم و آن را به اسطبل بردم هيچ حركتى از خود نشان نداد و به بركت استادم مرا اذيّت نكرد . « 1 » 53 - از فضل بن حارث نقل كرده ، مىگويد : بهنگام بيرون رفتن سرورم من در سامرا بودم ، ديديم ابومحمّد عليه السلام پياده و جامه‌هايش پاره است ، از شكوه و شايستگيهاى آن حضرت و از پررنگى و سبز فامى وى در شگفت شدم و از طرفى از رنج و مشقّت آن بزرگوار دلم سوخت ، همين كه شب شد در عالم خواب او را در خواب ديدم ، فرمود : « آن رنگى كه تو را شگفت زده كرد گزينشى از طرف خداست كه براى خلق خود هرطور بخواهد اجرا مىكند و البته باعث شگفتى در ديد آدميان مىشود و شخص ناآزموده توجهى به آن ندارد ، و ما مثل ساير مردم نيستيم تا آن طورى كه آنها رنج مىبرند ما هم رنج ببريم ! بنابراين از خداوند پايدارى

--> ( 1 ) - مناقب : 2 / 466 .